سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۷
کد خبر : 5954
: مقاله :بررسی ابعاد شخصیتی شهید مطهری به عنوان یک مربی

مقاله :بررسی ابعاد شخصیتی شهید مطهری به عنوان یک مربی

این مقاله در دو موضوع تقدیم خوانندگان می گردد. در بخشی از آن رمز موفقیت استاد مطهری در قالب بیان ویژگی های معنوی و شخصیتی و علمی و بخش دیگر در زمینه اندیشه های ناب استاد در زمینه روشنفکری و آسیب شناسی دینی تبیین می گردد.
در قلمرو پرورش توانایی ها و شایستگی های بشر , دو نوع مربی و معلم مورد نیاز است که این استعدادها را بارور می سازد. یکی معلم گفتار و بیان که از طریق آموزش , درهای معرفت و دانش را به روی انسان بگشاید و دیگری معلم الگو و اسوه که رفتار و کردار او , راه و رسم زندگی را ترسیم کند و دست انسان را گرفته و به مراحل کمال برساند.
استاد مطهری هم استاد بیان و قلم بود و هم سرمشق زندگی از نظر رفتار . وی در دوازدهم جمادی الثانی سال ۱۳۳۸ هجری قمری مطابق با سیزدهم بهمن ماه سال ۱۲۹۹ شمسی در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. مادر استاد درباره عنایت الهی قبل از تولد او گفته است : « دوماه قبل از تولد مرتضی شبی در خواب دیدم محفلی نورانی است و تمام زنان محل در مسجد اجتماع کرده اند. ناگاه بانویی محترم وارد شد و دو زن نیز همراه او بودند که بر اهل مسجد گلاب می پاشیدند. چون نوبت به من رسید به آنان فرمود : سه بار گلاب بپاشید. از او دلیل آن را جویا شدم . با خوشرویی پاسخ داد : به خاطر آن جنینی که در رحم داری , چنین کاری لازم بود , زیرا او آینده ای درخشان خواهد داشت و به جامعه اسلامی خدمات عظیم و گسترده ای خواهد کرد . (۱ )
استاد مطهری در طول عمر برای پدر و مادر احترام خاصی قائل بود. رهبر معظم انقلاب در این خصوص می فرماید : « پدر ایشان (شهید مطهری )جزو روحانیونی بود که از جنبه معنوی و زهد و تقوا یک فرد ممتاز بود. استاد عمیقا به پدرشان ارادت می ورزیدند و احترام پدرش را در حد زیاد و کم نظیر نگه می داشت . ایشان جلوی پدرش هرگز ـ من ندیده بودم ـ شوخی کند. بارها اتفاق افتاده بود , در جلساتی که در مشهد با آقای مطهری داشتیم , پدر ایشان هم حضور داشت . ایشان در مقابل پدرشان به شدت مودب برخورد می کرد و این حاکی از این بود که عمیقا برای پدرشان احترام قائل بودند . » (۲ )
تاریخ زندگی علمای ما نشان داده است که آنان بهترین رفتار و سلوک را با همسران و خانواده خویش داشته اند. شهید مطهری چون قصد ازدواج داشت از دختر آیت الله روحانی در مشهد خواستگاری کرد. دختر آن عالم بزرگوار بعد از آن به عقد شهید مطهری درآمد و بدینگونه ستاره سعادت بر بام زندگیش طلوع کرد.
شهید مطهری با تشکیل خانواده به قم بازگشت و زندگی جدید را با شرایط سخت اقتصادی آغاز کرد. همسر آن حکیم فرزانه می گوید : « استاد مطهری معنویتی از خود باقی گذاشت و رفت . تقوای شگفتی داشت . در مدت بیست و شش سالی که با ایشان زندگی کردم . در تمام طول شبانه روز , نیم ساعت بی وضو نبود.
او هرگز از حوادث پروایی نداشت و در کارها به خدا توکل می کرد. از غیبت و دروغ شدیدا احتراز می نمود. و در نظافت دقت کافی داشت و همیشه جمله ای را قرائت می کرد و آن این که در همه حال بدانید که بنده خدایید و در کارها ناظر اعمالتان است و بازگشت شما به سوی اوست . »
همسر شهید مطهری می افزاید : « در مسائلی که مربوط به بانوان می شد با من مشورت می کرد. بسیار مودب و فروتن بود. برای من همسری مهربان و برای فرزندانش پدری فداکار محسوب می گشت و در بعضی مواقع در اثر شدت کار و فشار تلاش های فکری , اعتراف می کرد خسته ام و سرم گیج می رود. ولی با خوشرویی و قیافه ای بشاش به گفته ما گوش می داد. و من و فرزندان را راهنمایی می کرد. به حق می توان گفت : او معلم زندگی ما بود. »
همسر شهید می گوید : « همیشه با حالت تواضع و آرامش با من رفتار می کرد. با صدایی متین و چهره ای خندان به طوری که با ارادت و عشق خاصی کار می کرد و علاقه شدید ایشان به من و محبت هایی که می کرد مرا در انجام کارها رغبت و شوق عجیبی می بخشید.
مطهری مراد خانواده بود و افراد خانواده مریدش بودند. محیط خانه را چنان مساعد ساخته بود که فرزندان , متقی پرورش یابند. تاثیر رفتار پدر در فرزندان , آنها را راهیان راه پدر و سالکان طریق حق ساخته است . » (۳ )
در برابر مشکلات , سخت بردبار بود و با دشوارترین مسایل به آسانی برخورد می کرد و با لبخندی مسرت آمیز در مقابل مشکلات می گفت : « چیزی نیست به زودی برطرف می شود. »
ویژگیهای معنوی
انسان می تواند به وسیله کنترل غرائض خویش و مخالفت با هوای نفس به کمالات روحی دست یابد و از اخلاق انسانی و اسلامی بهره مند گردد. بشر در اثر کمالات روحی می تواند بسیاری از مشکلات خود و دیگران را به آسانی برطرف سازد. رهبر معظم انقلاب درباره استاد شهید فرموده اند :
« مرحوم مطهری یک مرد اهل عبادت , تسویه , تزکیه اخلاق و روح بود . » (۴ )
بسیاری از توفیقات مرحوم مطهری بر اثر همین حالات بود که برکات معنوی و آن حال توجه و عبادت و عرفان ایشان را موفق کرده بود. و این جنبه در ابعاد شخصیتی استاد مطهری واقعا فصل بسیار شورانگیزی را مطرح می کند.
شهید مطهری در مدت ۲۴ سالی که در دانشگاه تهران تدریس داشت به دانشجویان توصیه می کرد که « دانشگاه به منزله مسجد است , سعی کنید بدون وضو وارد دانشگاه نشوید. » ایشان به یکی از دانشجویان فرمود : « من هیچ وقت بدون وضو وارد کلاس نمی شوم . » (۶ )
اخلاص
اخلاص به معنای پاک بودن رفتار و کردار است . انسان های خردمند جز با اخلاص به پرستش نمی ایستند و جز با نیت پاک به ستایش نمی نشینند.
شهید مطهری درباره اخلاص می فرماید : « کار را برای خود کردن نفس پرستی است , کار برای خلق کردن بت پرستی است , کار برای خدا و برای خلق کردن شرک و دوگانه پرستی است , کار خود و کار خلق برای خدا کردن توحید و خداپرستی است » (۶ )
مساله ای که در زندگی استاد مطهری وجود داشت این بود که همیشه می خواست نامش مخفی باشد و این دلیلی بود بر خلوص نیت ایشان و دوربودن از ریا , چرا که معتقد بود , کار باید انجام شود , حال به اسم هرکس , مهم هدف ماست که باید به آن برسیم . (۷ )
توسل
توسل به اهل بیت که انسان را به درگاه خداوند , بزرگ و آبرومند می سازد , یکی از ویژگی های شهید مطهری بود. استاد نه تنها به اهل بیت عشق می ورزید , بلکه عشق خویش را به دیگران را بر این پایه استوار کرده بود.
یکی از دوستان شهید می گوید به او عرض کردم , چرا شما فوق العاده از علامه طباطبایی تجلیل می کنید و به تعبیر « روحی فداه » (جانم فدایش ) را در مورد ایشان بکار می گیرید فرمود : « من فیلسوف و عارف بسیار دیده ام , ولی احترام من از ایشان به خاطر این است که او عاشق و دلباخته اهل بیت است . علامه در ماه رمضان پیاده به حرم مشرف می شد و روزه خود را با بوسه بر ضریح مقدس حضرت معصومه (س ) افطار می کرد سپس به خانه می رفت و غذا می خورد. این ویژگی علامه مرا به شدت شیفته ایشان نموده است . » (۸ )
دعا
استاد مطهری با دعا و نیایش رابطه خاصی داشت و دعا در زندگی پربار استاد از موقعیت ویژه ای برخوردار بود. از جمله , او مقید بود آخر روز جمعه دعا بخواند.
زمانی به استاد خبر دادند یکی از دوستانش را به مدت ده سال به زندان محکوم کرده اند. استاد ناراحت شد و فرمود : برایم قرآن و مفاتیح بیاورید و آنگاه با توجه و معنویت خاص شروع به خواندن دعای توسل کرد . (۹ )
نماز
شهید مطهری به تاسی از رهبران الهی , مقید به نماز اول وقت بود و هیچ کاری در موقع نماز , برای ایشان به اندازه نماز به موقع اهمیت نداشت .
ویژگی های شخصیتی
عزت نفس
عزت نفس که به معنای شرافت و مناعت طبع است یکی از سرمایه های ارزشمند انسان مومن است . قرآن مجید , عزت را از آن خدا , پیامبر(ص ) و مومنان می داند . (۱۰ )
از خصوصیات مهم شخصیتی استاد این بود که از روحیه ای بسیار قوی برخوردار بود. او نزد ارباب زر و زور , خضوع نمی کرد , و تا امکان داشت , اظهار حاجت نمی کرد و در جمع مال و ثروت دنیا حریص نبود.
گاهی می گفت : « من برای جمع کردن ثروت , فرصت هایی را از دست داده ام که شاید در نظر دیگران به یک نوع دیوانگی و جنون شبیه تر بوده است . » (۱۱ )
نظم
نظم و برنامه داشتن , سامان دهنده زندگی و وسیله ای موثر برای رسیدن به اهداف بزرگ است , به گونه ای که رمز موفقیت مردان بزرگ به شمار می رود. از نکات بسیار آموزنده ای که در زندگی استاد وجود داشت , نظم در امور فردی و اجتماعی ایشان بود. او می خواست از لحظه لحظه عمر , بهترین استفاده را ببرد.
ایشان , دیگران را نیز به ویژه در محیط های علمی و دانشگاهی تشویق به برگزاری نماز اول وقت می کرد.

ابعاد شخصیت شهید مطهری


شخصیت استادشهید مطهری، واجد پنچ بعد بود که در کم‌تر کسی جمع می‌شوند:

۱٫ طلبگی و حوزوی بودن: ایشان تا آخر عمر شریف خود طلبه ماندند و هیچ‌گاه احساس فارغ‌التحصیلی نکردند، بلکه همواره احساس نیاز به استاد و تعلم داشتند و تا آخر عمر، این روحیه را در خود نگه‌ داشتند و طالب علم ماندند. شاهد آن این است که در اواخر عمر خود، با این که خود، استاد مسلم فلسفه بودند و به نقد مارکسیسم می‌پرداختند، خدمت استادشان، حضرت علامه طباطبایی ـ قدس سره ـ عرضه می‌دارند که هنوز برخی از مباحث قوه و فعل برایشان حل نشده است، برای همین، علامه از قم به تهران می‌روند و در منزل استاد با ایشان بحث می‌کنند که نتیجه این مباحثات، بعدها با نام «حرکت و زمان» به چاپ می‌رسد.

۲٫ ارتباط با دانشگاه و نسل جوان و به طور کل با انسان معاصر و دنیای جدید:
ایشان به خاطر ارتباط با محیط دانشگاه با پرسش‌ها و شبهات جدید آشنا می‌شدند و حتی گاه، آنها را به علامه طباطبایی نیز منتقل می‌کردند. به اذعان خود ایشان، در کتاب «عدل الهی»، ایشان به دنبال پاسخگویی به سوالات مطرح در جامعه بودند و همواره دغدغه فکریشان، حل معضلات و پاسخ به نیازهای فکری جامعه بود.

۳٫ پیوند دو بعد بالا با یکدیگر:
استاد شهید وقتی از طریق ارتباط با دانشگاه، از دغدغه‌ها و سؤالات آگاه می‌شدند، با استفاده از علوم حوزوی، خود به آنها پاسخ می‌دادند، برخلاف عده‌ای که هرچند واجد هر دو بعد هستند، ولی ارتباطی بین آن دو برقرار نمی‌کنند، با دانشگاه ارتباط دارند و پرسش‌های مطرح در آن را می‌دانند، ولی کاری برای آن نمی‌کنند. با این که می‌دانند، ولی عملکردشان با آن‌که نمیداند، یکی است.

۴٫ زندگی و درگیری با شبهات و پرسش‌ها:
او با شبهات مطرح در جامعه زندگی و خودش را با آنها درگیر می‌کرد؛ هم برای جواب به آنها، هم برای نحوه انتقال و طرح جواب‌ها؛ یعنی علاوه بر یافتن پاسخ‌های مناسب، به دنبال طرح مسائل به بهترین بیان بود.

۵٫ قدرت انتقال فوق‌العاده:
بعد سابق باعث شده بود که استاد دارای ادبیاتی قوی در انتقال مطالب باشد. او مسائل را با حفظ وزانت علمی آن‌قدر روان و روشن مطرح می‌کرد که مطلب را به راحتی به مخاطب انتقال می‌داد.

گفت و گو با چند صاحب نظر پیرامون شخصیت و آثار استاد مطهری

استاد مطهری

سید حسن مصطفوی استاد حوزه و دانشگاه 

سید حسن مصطفوی استاد حوزه و دانشگاه پیرامون شخصیت شهید مرتضی مطهری به گفتگو با خبرنگار ما نشست که شرح آن را در ذیل می‌خوانید:

شما از نزدیک استاد را می‌شناختید؟

از آنجا که هم من و هم شهید مطهری خراسانی بودیم و رفت و آمد خانوادگی داشتیم ایشان را می‌شناختم. ضمن آنکه ایشان ارادت خاصی به پدر من داشتند.

چه عاملی سبب بدست آمدن موقعیت خاص معلم شهید در بین دیگر متفکران شد؟

سه علت تامه دارد: نخست دقت نظر و فهم عمیق ایشان نسبت به مسائل فلسفی است. معتقدم کسی که فلسفه اسلامی را بفهمد می‌تواند به پاسخ بسیاری از سوالات دست یابد. استاد مطهری حکمت عقلی و حکمت عملی را خوب می‌فهمید و تدریس می‌کرد.

دومین دلیل این است که مطهری معلم بزرگی است. گاهی افراد خیلی خوب می‌فهمند ولی توانایی انتقال مطالب برای دیگران را ندارند. معلم باید مطالب را در سطح پایین تنزل دهد تا همه شاگردانش بفهمند. مطهری برای پا منبری‌ها، شاگردان و متفکران و دانشمندان هریک به گونه‌ای خاص معلم بود.

آخرین دلیل این است که مطهری معتقد به دین بود. این طور نبود که بگوید چون من فیلسوفم و می‌فهمم لازم نیست مسائل ظاهری و وظایف دینی را بجا آورم. مطهری متواضع بود و با همه مردم رفتاری خاضعانه و بدور از تکبر داشت. گرایش‌های سیاسی ایشان سبب شد در جریان انقلاب مردم بسویش جلب شوند. مطهری ستون فقرات انقلاب را استوار کرد و برای همیشه در ذهن ماست.

چقدر تلاش در جهت شناساندن افکار و شخصیت استاد مطهری خارج از مرزهای کشور صورت گرفته است؟

باید از دست‌اندرکاران پرسید. به نظر من انصافاً خیلی نمی‌شناسند. ولی از دو سال پیش که همایش حکمت مطهر راه افتاد تلاش‌هایی صورت گرفته است. البته نه تنها مطهری، بلکه در دیگر کشورها حتی ملاصدرا را هم خوب نمی‌شناسند.

غربی‌ها به ابن‌سینا بیشتر از ملاصدرا معرفت دارند. همین طور به ملاصدرا بیش از علامه طباطبایی و به علامه طباطبایی بیش از استاد مطهری که همه اینها جای کار بیشتری را می‌طلبد.

ناصر نقویان

ناصرنقویان، مدرس حوزه و دانشگاه

ناصر نقویان استاد دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی نیز در مصاحبه‌ با خبرنگار بشری پیرامون شهید مطهری چنین گفت:

درباره آثار شهید مطهری و تمایز آن با دیگر آثار توضیحاتی بیان کنید.

من دوست دارم قبل از صحبت درباره آثار مطهری درباره خود شخصیت مطهری صحبت کنم. مولوی می‌گوید:

بخدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین

نه بدین کیسه پر زر نه بدان کاسه زرین

قبل از آثار مطهری، وجودش مبارک بود. چرا که امیال را در خودش کشته بود. استاد مطهری می‌رفت در جامعه می‌گشت تا ببیند جامعه چه دردهایی را باز می‌تاباند تا ایشان مانند طبیب زخم‌ها و دردها را مرهم نهد.

آثار شهید مطهری دارای سه ویژگی است:

نخست جامعیت در هر موضوعی. هنگامی که ایشان پیرامون ادبیات کلاسیک، آثار عرفانی و یا شخصیت حافظ سخن می‌گفت انگار ادیب بود و چنان جامع حرف می‌زد که از بسیاری ادبا ارزشمندتر بود. همین گونه است در موضوعاتی چون مسائل اجتماعی، عرفانی، فلسفی، فقه و…

دومین خصوصیت آثار استاد مطهری این است که درست به دردها می‌پرداخت. مطهری آشپزانه به جامعه نگاه نمی‌کرد که چه چیزی دوست دارید. نگاه مطهری طبیبانه بود یعنی هم پیشگیری و هم درمان می‌کرد. وقتی استاد مطهری می‌دید که مسئله حجاب از نظر علم زیر سوال رفته در همان مجله زنان که حجاب را زیر سوال برده بودند نقد نوشت و پاسخ منتقدین را داد.

در جایی که از حافظ بعنوان فردی شراب‌خوار و یک‌لاقبا یاد می‌شد چنان دفاع می‌کرد که انگار پدری از پسرش دفاع می‌کند.

و سومین ویژگی آثار این معلم بزرگ اطمینان و اعتقاد به آن چیزی است که می‌گفت. و بنابراین ابتدا به کارشناسی می‌رسید و آنگاه سخن می‌گفت.

نظرتان راجع به یکسانی محبوبیت شهید مطهری و دیگر شخصیت‌ها چیست؟

این مثل حضرت یوسف و هم‌بندهای معتقد به چند خدا است که یوسف به آنها می‌گفت خدا یکی است. مطهری کار خودش را برای خدای خود انجام داد. دنبال حرف مردم نبود. حتی بسیاری از حوزوی‌ها بخاطر کتابش راجع به حجاب ایشان را رد کردند. با این وجود او کارش را کرد.

چقدر ایدئولوژی‌ها و افکار شهید مطهری در روند انقلاب جاری است؟

سوال سرنوشت‌ساز مهمی است. بعنوان طلبه‌ای که با آثار مطهری کمی آشنا هستم در این باره با شک و یقین حرف می‌زنم ولی با اطمینان می‌گویم که هنوز نقدها، تحلیل‌ها، نتایج و محصولات فکر مطهری و افق‌های دور ذهنی ایشان در جامعه پیدا نشده است.

گفت و گو با چند صاحبنظر افکار استاد مطهری در خصوص آثار وی

علی مطهری فرزند شهید آیت الله مرتضی مطهری در گفتگویی اختصاصی با خبرنگار بشری به بیان نظرات و دیدگاه‌های خود درباره معلم و استاد بزرگ انقلاب پرداخت.

علی مطهری

دکتر علی مطهری(فرزند استاد)، استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران

با توجه به اینکه شهید مطهری بزرگ‌ترین ایدئولوگ انقلاب هستند و حضرت امام(ره) نیز به این موضوع اشاره کرده‌اند، فکر می‌کنید چقدر افکار ایشان بر انقلاب جاری و ساری است؟

افکار استاد مطهری تا حد قابل قبولی در انقلاب ما جاری است اما کافی نیست و باید بیش از این کار شود، بخصوص مدیران ما بیشتر باید با شخصیت استاد آشنا باشند. حتی بنده معتقدم می‌توان کلاس‌هایی برای مدیران و عموم مردم گذاشت تا با آرا و افکار و شخصیت شهید مطهری آشنا شوند. در اوایل انقلاب این کلاس‌ها و محافل به صورت خودجوش و خودکار برگزار می‌شد اما در حال حاضر این روند کمرنگ شده است و من فکر می‌کنم جدا از مسئله آشنایی توده مردم با مبانی فکری استاد آشنایی مدیران می‌تواند تاثیر مطلوب‌تری داشته باشد.

چقدر شهید مطهری در جهان اسلام و خارج از مرزهای ایران شناخته شده و چقدر سعی در شناساندن ایشان شده است؟

برای شناسایی استاد خارج از مرزها کار قابل قبولی انجام نشده است و جز همایش حکمت مطهری که کار منسجمی بود اکثر کارها پراکنده و نامنظم بوده است. امروز در کشورهای اندونزی و لبنان در این زمینه فعالیت‌های خوبی صورت گرفته ولی این جریان در اروپا چندان امیدوار کننده نیست و هنوز کارهای زیادی برای ترویج افکار شهید مطهری در سطح جهان باید انجام دهیم که ما خود نیز برنامه‌هایی بدین منظور داریم.

نسل قبل از انقلاب و نسل انقلاب از آثار شهید مطهری به عنوان مرجع استفاده می‌کرد و با این آثار آشنایی مناسبی داشت. چه اقداماتی برای نسل سوم و بهتر فهمیدن آثار معلم بزرگ انقلاب انجام داده‌اید؟

برخی از آثار استاد مستقیماً قابل فهم است. در مورد آثاری که سطح بالایی دارند و برای نسل سوم و مثلاً یک جوان ۲۰ ساله امروز قابل فهم نیست می‌توان با بیانی روشن‌تر و روان‌تر عرضه کرد و کلاس‌هایی در این زمینه برگزار کرد. اما نباید صرفاً انتظار این باشد که همواره سطح گوینده یا نویسنده را برای فهم بهتر پایین آورد و گاهی لازم است ما سطح خود را بالا ببریم.

آیا برنامه‌ای برای بهره‌مندی از ظرفیت‌های سازمان‌تبلیغات‌اسلامی در رابطه با اشاعه تفکرات شهید مطهری دارید؟

سازمان‌تبلیغات‌اسلامی کارها و فعالیت‌های خوبی انجام داده است و مثلاً در سایت تبیان بخوبی از آثار استاد مطهری استفاده کرده است. همین کلاس‌هایی که در بالا به آن اشاره کردم چه برای مدیران و چه برای عموم می‌تواند برنامه‌ای برای کار باشد. همین طور که از نام سازمان‌تبلیغات‌اسلامی برمی‌آید نشر آثار استاد نیز می‌تواند در حیطه وظایفش قرار بگیرد.

منبع: پایگاه سازمان تبلیغات اسلامی

آیت الله نوری همدانی: شهید مطهری قلمش را با خون پیوند داد

آیت الله نوری همدانی از مراجع تقلید قم شهادت را آرزوی شهید مطهری عنوان کرد و گفت: شهیدمطهری با شهادت خود، قلمش با خون پیوند خورد.
آیت الله حسین نوری همدانی در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت شهید مطهری گفت: مردن در رختخواب برای شهید مطهری کم بود و شهادت او موجب تعالی مقام و اثربخشی بیشتر کلام ایشان شد.

این مرجع تقلید اظهار داشت: مطهری از جمله انسان هایی بود که هم سعادتمندانه زیست و هم سعادتمندانه مرگ را در آغوش کشید.

وی با بیان این که زبان بنده از بیان ویژگی های شهید مطهری عاجز است ادامه داد: امام نیز در مورد او می گفت “عناوین و القاب از بیان شخصیت مطهری ناتوان هستند”.

آیت الله نوری اظهار داشت: مطهری یک فیلسوف بسیار ماهر و فقیهی زمان شناس بود که در تمام فنون و علوم مهارتی ستودنی داشت و بنده به عنوان کسی که با ایشان رفت و آمد داشتم معتقدم که او یکی از نوابغ روزگار ما بود.

وی با بیان اینکه معارف اسلامی ۱۰ نوع هستند اظهار داشت: مطهری در تمامی این ۱۰ نوع معرفت سرآمد دیگران بود و ما عالمی به قدرت مطهری کمتر دیده ایم.

این مرجع تقلید ادامه داد: مطهری ۲۵ سال از عمر خود را به صورت قلمی و بیانی در راه تبیین اسلام صرف کرد و این از آن دسته توفیقاتی است که نسیب کمتر کسی می شود.

آیت الله نوری با بیان این که ایشان دو بار به دیدار امام خمینی(ره) در دوران تبعید رفتند خاطرنشان کرد: بار اولی که به نجف رفتند مانند یک یار و مشاور برجسته در خدمت ایشان بودند و دومین بار که شهید مطهری به پاریس رفت پس از بازگشت از او پرسیدم حال امام چه طور بود که جواب داد “۱۲ سال شاگرد امام بودم ولی این بار که به دیدار او رفتم بر حیرتم افزوده شد. چرا که چنان ایمان و اعتقادی در ایشان دیدم که بی نظیر بود”.

نوری همدانی در پایان خاطرنشان کرد: مطهری در توصیف امام به ما گفت “او مصداق کسی بود که هم به راهش و هم قومش و هم به پروردگارش ایمان کامل دارد”.

این ها آخر ما را می کشند!

شهید مطهری ، بزرگ مرد اندیشه و جهاد و دین ، اخلاص و تقوا و عمل و شکافنده دانش و فرمانده اهل بینش بود. سخن از کسی است که قلم در اقلیم نگاه سترگش، چالاک و تیز می تاخت و کلمه در کامش کمال می یافت.

خامه ای در راستای نهضت اسلامی خمینی داشت که بوی شهادت می داد و تفکری در اندیشگاه علامه طباطبایی که رقص عارفان بود و سماع مجنونان.
او در پایان هر ماجرای علمی ، کلیدهای حل مسائل را پیروزمندانه در دست می‌گرفت و سال‌ها پیش‌تر از دیگران مسئله می‌ساخت و پاسخ می‌داد. آن شهید والامقام به اذعان بزرگان و علما در هر گستره علمی که وارد می‌شد فاتحانه برمی‌گشت و شکست در اندیشه‌ورزی‌اش راه نداشت.
با این همه بصیرتی داشت که کمتر همطرازان دارند و آن جریان‌شناسی است؛ ویژگی که شهید بزرگوار استاد مطهری را از دیگر اندیشوران و بزرگان دانش و بینش، ممتاز می‌کند.
هوشمندی او در همین زمینه بود که سرانجام کینه‌ها را در گلوله‌ای گردآورد و بی‌مانندی چون او را از ما گرفت.

اکنون نیکوست با همین رویکرد ، از میان خاطرات به شناخت بیشتر آن علامه شهید نایل شویم:

شهید مطهری خود به مناسبتی می گوید: « دوستی دارم که در تمام زندگیش همواره در حال مبارزه با رژیم بوده است و در این زمینه از بذل جان و مال واقعا دریغ نداشته.او بدلیل روحیه خاصش، نسبت به مجاهدین که آنها هم موضعی مخالف رژیم داشتند، علاقه و گرایش عجیبی داشت.بعد از اینکه جریان به اصطلاح اپورتونیستی سازمان مجاهدین پیش آمد، من به شدت نگران حال‏این دوستم شدم.با خودم فکر کردم نکند که وقتی با این جریان برخوردمیکند بگوید اینکه اینها آمده‏اند و مارکسیست شده‏اند، مسئله مهمی نیست چون فعلا باید مبارزه کرد و مسئله مهم مبارزه است .اما بعد در جلسه‏ای که با او ملاقات کردم و نظرش را درباره مارکسیست شدن سازمان سؤال کردم، در جوابم جمله‏ای گفت که هرگز فراموش نمیکنم.گفت حقیقت این است که ما عدالت را هم در سایه خدا میخواهیم اگر بنا باشد عدالت باشد اما از نام‏خدا اثری نباشد.ما از چنین عدالتی بیزاریم.با چنین روحیه‏هائی بود »

شهید مطهری ضمن آن که شخصیتی جریان شناس بود و در زمان لازم و مناسب ، نسبت به انحرافات ، حساسیت نشان می داد ، یک مدیر نهاد ساز و تشکیلاتی هم بود. این چهره از شهید را می توان در کلام مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای یافت: « در مشهد با برادرانی که در آنجا بودند، سرگرم کارهای این شهر بودیم و در جریانات عمومی و عظیم مردم فعالیت می‌کردیم که مرحوم شهید مطهری چند بار تلفنی به طور مستقیم یا با واسطه به من اطلاع دادند که باید به تهران بروم. من تصور می‌کردم برای کارهای علمی، سیاسی و ایدئولوژیکی که مشترکاً انجام می‌دادیم باید به تهران بروم و فکر نمی‌کردم برای شورای انقلاب باشد. گفتم می‌آیم، منتهی چون در مشهد گرفتاری‌های زیادی داشتم و خیلی بار روی دوش من بود، مرتباً تأخیر می‌افتاد تا اینکه پیغام دادند که امام دستور داده‌اند که من به تهران بروم. جلسات اول شورای انقلاب در منزل شهید مطهری برگزار شد، البته شورای انقلاب به مقتضای مصلحت روز، افراد دیگری را هم پذیرفت که خطوط سیاسی دیگری داشتند و به تدریج چهره آنها روشن شد، اما گروهی که پایه و اساس انقلاب و حافظ اصول و حدود و معیارها بودند، بیشتر همین برادران روحانی عضو شورا بودند. اینها با همه سختی‌هایی که کار با افراد لیبرال و مهره‌هایی مانند بنی‌صدر در بر داشت، به خاطر انقلاب و مصالح امت اسلامی تحمل کردند و با سعی و کوشش، کارها را به سامان رساندند، ضمن اینکه در مواقع لزوم در مقابل آن افراد مقاومت لازم را هم می‌کردند.»

روش مدیریتی و تشخیص راه مستقیم و مبارزه همه جانبه با جریانات التقاطی در این مسیر، که هیچ کدام را فدای دیگری نمی کرد از جمله خاطراتی است که از این شهید والامقام ذکر شده است . در این زمینه به بخشی از تاریخ تشکیل جامعه روحانیت مبارز توجه کنید: « پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، عده‌ای از روحانیون که نقش بارزی در شکل گیری و پیروزی انقلاب داشتند و در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز فعالیت داشتند، با اذن امام (ره) و همت شهید آیت الله مرتضی مطهری، جامعه روحانیت مبارز تهران را تشکیل دادند. » و « جو مبارزاتی و روشنفکری جهان آن روز جوی شدیداً چپ زده بود و مبارزات مردمی و روشنفکرانه آن روز جهان بسیار ملهم از تفکرات چپ بود. متأسفانه در ایران هم بسیاری از افراد که جزو مبارزین هم محسوب می شدند، گرفتار یک ایراد بسیار بزرگ بودند و آن هم این بود که مبارزه را بر هر چیزی مرجح می دانستند و به تعبیر خودشان «اول مبارز بودند، بعد مسلمان (یا هر چیز دیگر)». این امر موجب می شد که برخی از افراد در مبارزه با رژیم ضد اسلامی شاه، خود دست به اعمالی غیر اسلامی دست بزنند یا از آن فراتر به ورطه ای بیافتند که نامش التقاط است. البته ممکن بود این افراد قلباً به اسلام علاقه مند باشند ولی به دلیل کارشناس نبودن و به دلیل همان جو عمل زدگی به دام چنان جهان بینی مارکسیستی ای می افتادند. شهید مطهری جزو افراد تیزبینی بود که خطر این مطلب را به وضوح می دید و در برابر آن موضعی جدی داشت. این در حالی بود که بسیاری از مبارزین و زندان رفته های مسلمان و حتی معمم وجود داشتند که چنین بصیرتی نداشتند.

استاد مطهری چه کسی بود

به سادگی آب قدم می زد
و به روشنی آفتاب، قلم
بر شانه اش بار امانت بود و در نگاه نافذش ، روشنای کرامت
سرنوشتش، نوشتن بود و سرگذشتن، از سر گذشتن!
از اهالی فردا بود؛
معلم بود…
استاد شهید مرتضی مطهری
نامی که بارها از کودکی در همه جا شنیده اید؛
تلویزیون، رادیو، مدرسه، دانشگاه، روزنامه و …

اما همیشه برایتان این سوال بوده که او کیست، چرا اینهمه از او یاد می کنند و روز شهادتش همه درمدارس، دانشگاه ها و … برای معلمها و آموزگارهای خود هدیه می برند که امروز روز معلم است.

مادرش می گفت:«در زمانیکه او را هفت ماهه حامله بودم، در خواب دیدم که در مسجد شهر فریمان در حالی که تمام زنهای فریمان نشسته اند هستم. دیدم خانمی بسیار محترمه و مقدسی با مقنعه وارد شد و دو خانم دیگر دنبال ایشان آمدند، گلاب پاشهایی در دست داشتند و گلاب می پاشیدند وقتی به من رسیدند؛ سه دفعه روی سرم گلاب ریختند. از این ترسیدم که نکند در امور دینی، مذهبی کوتاهی کرده باشم ولذا از آن خانم پرسیدم که چرا سه مرتبه روی سر من گلاب پاشیدند؟ ایشان در جواب گفت : به خاطر آن جنینی که در رحم شماست و این بچه به اسلام خدمتهای بزرگی خواهد کرد».

او بعد از طی دروس مکتب خانه ای وقتی که سیزدهمین بهار عمرش را می دید برای شروع رسمی علوم اسلامی وارد حوزه علمیه مشهد شد. از همان دوران افکار عمیقی او را به خود مشغول کرده بود. شور و شوق خاصی نسبت به فلسفه الهی و توجیه هستی و انسان و عرفان داشت.

یکی از ویژگی های برجسته در زندگی انسانهای بزرگ کمرنگ بودن نقش آنان در خانواده است ولی استاد مطهری بسیارمورد علاقه خانواده خویش بود.

منبع:بینش مطهر

عکاس : گزارش : منبع خبر : مرجع خبر :

نظرات :

یک دیدگاه

  • سلام , مهمان